
+ نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 21:55 توسط شهاب علی محمدی |

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 20:3 توسط شهاب علی محمدی |
اهنگ تصویری خوشکل عاشق فریدون برای موبایل
لینک دانلود (http://www.2shared.com/file/2634099/af22379/nadia.htm) تقدیم به تویی که ازت بیخبرم
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 17:2 توسط شهاب علی محمدی |
اینگونه زندگی کنیم ! :
شاد اما دلسوز ، ساده اما زیبا ، مصمم اما بیخیال
متواضع اما سربلند ، مهربون اما جدی ، سبز اما بی ریا ، عاشق اما واقعی
اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن
ارزش علم در آن است كه به ديگران هم بياموزي
اشتباه را تصحيح نكردن خود اشتباه ديگري ست
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 12:59 توسط شهاب علی محمدی |
در بی كرانه زندگی، دو چیز افسونم میكند: آبی آسمان را كه میبینم و میدانم كه نیست و
خدا را كه نمیبینم و میدانم كه هست همیشه دوست داشتم ابر باشم .... چون ابر انقدر شهامت داره که هروقت دلش می گیره جلوی همه گریه می کنه ما چقدر دير متوجه مي شويم که زندگي يعني همان روزهايي که زود گذشتن آن را آرزو مي کنيم فريدريش نيچه : "آشفتگي من از اين نيست که تو به من دروغ گفته اي، از اين آشفته ام که ديگر نميتوانم تو را باور کنم بهترين بخشش آن است که منتظر تشکر نباشي. بهترين عادت آن است که در سلام پيش دستي کني. بهترين خصلت آن است که هيچ کس را نرنجاني. بهترين خداحافظي آن است که حتما سلامي در پي داشته باشد. بهترين قدرداني آن است که در عمل باشد نه بر زبان. يک شمع مي تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چيزي :از دست بدهد، مانند شادي که هيچگاه با تقسيم کردن کم نمي شود لبخند بهانه ايست براي زنده ماندن.... لحظه هايت سرشار از اين بهانه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 17:41 توسط شهاب علی محمدی |
به کعبه گفتم:
تو از خاکی منم از خاک چرا باید به دور تو بگردم؟ ندا آمد تو با پا آمدیِِِِ باید بگردی برو با دل بلا تا من بگردم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 17:34 توسط شهاب علی محمدی |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 1:16 توسط شهاب علی محمدی |
خیلی وقته خالی جای تو اینجا
خیلی وقته خبری نیست دیگه از ما
دیگه رفتی و یکی بودن تموم شد
تو شدی واسه خودت ما، من شدم یکه و تنها
دیگه شبها، واسه حرف زدن کسی نیست
همه حرفهای دلم جمع شده یک جا
دیگه خاطره شده واسم حضورت
تو که بودی همه کس واسم تو دنیا
یه روزی با هم میخوندیم شعر بارون و تو رگبار
حالا رگبار صدامون تو سکوت شبای تار
یه روزی گریه میکردیم لا بلای خنده هامون
و همیشه خنده ها بود که می موندند پای تکرار
ولی حالا خنده ای نیست میون اشک های هر شب
اره گریه ها می مو نند، فرق داره قضیه این بار
حالا اینجا منم و من ، نه کسی مثل تو پیشم
نه نگاهی که بخنده به سراپای من زار
دل من گرفته امشب هوای صداتو داره
توی اسمون میگردم دنبال توام ستاره
غزلام و تو می خوندی ،من و از غصه میروندی
بذار امشب غزل من، رنگ و بو از تو بیاره
من وتو همیشه با هم توی شادیها، توی غم
بیا باز دوباره ما شیم نگو هیچکس نمی ذاره
باز دارم از تو می خونم نمی خوام تنها بمونم
نگو قسمتم همینه،این ودل باور نداره
دل من گرفته اینجا هوس سفر نداری؟
نمی خوای لحظه ای پاتو توی تنهاییم بذاری؟
کی میشه بر گردی پیشم؟من که مثل تو نمیشم
تابه کی کنم صبوری تا به کی چشم انتظاری
دیگه خسته ام ،بریدم...بریدم از خودم اول
اگه تو بودی میگفتی نبینم که کم بیاری
اسمون ابی اینجا ،جای تو خالی اینجا
دل من ابری اما کاش میشد با من بباری
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 0:45 توسط شهاب علی محمدی |
قطره اب قسم خورده به من
ذهن ما زمزمه سرخ شفق غم این باورها گذرم کرده مرا سخت تر از باد بهار ای سپیدار بلند! وشماها که نفس می خواهید دلتان رفته کجا؟ وکدام اشک به از اشک خدا؟ که گنه ناکرده و من از فکر تو ای ماه بهین هرچه بر خاک خدا بوسه زدم گره قلب زمین باز نشد اخرش گل به کبوتر دادم
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0:32 توسط شهاب علی محمدی |
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 23:18 توسط شهاب علی محمدی |